افسوسِ حضار و "ایشالا ترم سه"
-
تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 23:47
از جمله خبرهای بد اینکه رشتهی ما ورودی بهمن ندارد لذا یک ترم دیگر هم ترمک نخواهیم داشت که عقدههایمان را بر سرشان خالی کنیم
فک کنم ساراهای دهه هفتادی آخرین نسل بودن
-
تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 23:47
من اینطوری فکر میکنم یا واقعا نسل ساراها داره منقرض میشه؟
866
-
تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 23:47
ما امروز امتحان زیست شناسی سلولی مولکولی داشتیم. که حقیقتا یکی از سختترین امتحانامون (کلا سختا دوتان) بود. امتحان به طرز عجیبی راحت بود! یعنی مثلا گفته بود مسیر داخلی آپوپتوز به کدوم اندامک مربوطه بعد میتوکندری، ریبوزوم سانتریول و گلژی :| یعنی حتا منم میفهمیدم این ما رو خری چیزی فرض کرده که امتحان ا...
بعد یه ماه و خوردهای دارم ستاره هامو خاموش میکنم
-
تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 23:47
من دارم همتونو میخونم بالاخره ^____^ اند آیم استیل اِلایو، بای دِ وِی.
که البته محشره
-
تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 23:47
من یه مدت طولانی ای به ملت میگفتم پالت گوش ندن و برای تایید حرفم میگفتم مثلا اون آهنگ و بمان شون خیلییی مزخرفه بعدن اصن فهمیدم و بمان مال دنگ شوعه. پالت نرو بمان داره.
870
-
تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 23:47
اینکه هیچوخ به معضلِ کپشن تو اینستاگرام برنخوردهم که مجبور بشم شعر و چیزای بیربط بنویسم، علتش اینه که هیچوخ سلفی یا هرعکسی که توش خوشگلمو فقط به همین دلیل نذاشتم اینستا که بعدش روم نشه بنویسم ببینید من چق خوشگلم خدافس
عجایب! چطوری شما؟
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
عصر رفتیم به عنوان شام پیتزا خوردیم که هرکسی دوسه تا تیکه اضافه آورد و چون مال من بیشتر همه بود ظرف حاویشونو من آوردم اتاقم. الان راه افتادم با یه بشقاب پر پیتزا طبقه به طبقه در اتاقاشون که سهمشونو بدم، یکی دلش نمیخواد، یکی به معدش نمیسازه، یکی تا یه هفته شام و ناهار داره :| الان با اینکه عمیقا خوشح...
درسته سگم ولی از این کارام بلدم :))
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
پیتزای مذکورو آوردم بخورم تعارف کردم به هماتاقیام که فردا امتحان دارن و داشتن سگخونی میکردن و نشستیم با هم خوردیم (و برا فردامم هیچی نموند کلا، چون من یه حس ذاتی دارم که خوشال کردنِ بقیه برام لذتبخشتر از صبونه پیتزا داشتنه) بعدشم رفتم بطری سنایچ پرتقالی که از خونه آورده بودمُ براشون درست کردم و الان...
845
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
چقدر بزرگ شدم. چقدر عاقلتر.
846
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
+یکی از ذوقایی که واسه خونه اومدن دارم اینه که بیام وبمو تو کامپیوتر باز کنم و نیگاش کنم! چون ستاره هاشو تو موبایل نمیشه دید. +من از امروز تا دوشنبه خونه م و دیروز سه شنبه 4 بعدازظهر که اومدم سه شنبه ی بعدی 6 صبح میرم. گفتم بدونید که چرا الان خوشبخت ترین انسان دنیا حساب میشم. +باید برم دنبالِ رویاها...
847
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
You're not normal If you saw Pheoby's wedding and did not cry
و نمیدونم چرا تموم نمیشه
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
دنیا رو غم گرفته.
850
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
+آیا مازوخیسم دارید و دنبال راه های خلاقانه برای خودآزاری میگردید؟ در هوای سرد که دست هایتان یخ کرده قولنج انگشتان خود را بشکنید :| مرگو به چشم میبینید قشنگ :| +قسمت آخر فرندزو دیدم. از عصر ناخودآگاه حواسم میره پی اینکه بقیهش چی میشه، چی به سر جویی میاد و فیبی بچهدار میشه و دوقلوهای مانیکا و چندلر ب...
شاید برای شما قابل درک نباشد!
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
پس فردا از عوضی ترین زیستِ دنیا میانترم دارم و تعداد زیادی جزوهی خونده نشده هم، اما دارم به امیدِ اون چارشنبه پنشنبه جمعهای زندگی میکنم که هماتاقیهای عزیزم همگی میرن خونههاشون و میتونم کف اتاق دراز کشیده تمام روز ماندالا بکشم و چهرازی گوش بدم.
فور هما
-
تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 17:04
یه سهشنبهی بعد کنکورت که رفتیم چارباغ قدم زدیم، بهت میدمش.
به مدرسهها، به کتابخونهها، به بچه دبیرستانیای کتابدوستِ بیپول، به سارا
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 7:43
یه روزی پولدار میشم و شونصدتا مجموعه آتش بدون دود میخرم و میبرم بین ملت پخش میکنم
این حالشو میخرم (۲)
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 7:43
نشسته بودم تو اتاق که صدای سه تار بلند شد. مث مسخ شدهها از اتاق اومدم بیرون و راه افتادم دنبال صدا تا رسیدم به پلههای پشتبوم. چن دیقه وایسادم رو پلهها درحالی که صدا آبویسلی از اون بالا میومد و نگران بودم که برم یا نه. بالاخره رفتم بالاتر و دیدم یه دختره اون ته بین میز صندلی شکسته ها نشسته بود و سه ت...
مثلا یه دختره هس که از بس از گوشه چشش نگا میکنه من نگران چپ شدن چشاشم
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 7:43
بعد یکی از خندهآورترین و باحالترین اعمال دنیا کشف ژست همیشگی ملت تو عکساشونه
و اینکه کلا هش تا داستان داش که همهش درمورد شکست عشقی بود و فقط شخصیتها و لوکیشن فرق داش
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 7:43
اگه میخواید بهتون ثابت بشه که بهاره رهنما نه تنها در بازیگری بلکه در همهی زمینه های دیگه هم ریده: (از مالیخولیای محبوب من)
الان سه نفر تو دنیا این ویژگی رو دارن: نرگس، سارا و یه نفر که توی گودریدز بهم ریکوعست داده و اسمش امیرمَحنا/مهنا س
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 7:43
وَه که چقدر عاشق وقتیم که یه نفرو پیدا میکنم که سلیقهش تو زمینهی کتاب/آهنگ/فیلم با من یکیه. اصن عشق میکنم وقتی میتونم از اون به بعد چیزایی که بهم پیشنهاد میده رو با اطمینان از اینکه خوشم میاد بخونم/بشنوم/ببینم.