حال ندارم برم ببینم شماره چند :|

متن مرتبط با «كامران و هومن نميدونم چرا» در سایت حال ندارم برم ببینم شماره چند :| نوشته شده است

قابِ دلخواهِ خانهی من

  • نیلوبلاگ

    لیترالی آخرین نفری هستم که توی این چالش شرکت میکنه :)) یه مدت خونه نبودم، یه مدت گوشی نداشتم که عکس بگیرم، و بعد از اون هم یا خیلی سرم شلوغ بود، یا اونقدر سرم خلوت بود که امید به زندگیم به صفر مایل می...

    ادامه مطلب
  • و حالا که دو روز تا پایان حجم اینترنتم باقی مونده، چطور مصرفش کنم که خدا رو خوش بیاد؟

  • نیلوبلاگ

    اینطور نیست که من خیلی خمار اینترنت باشم و استخوندرد گرفته باشم از نبودنش. فقط نمیدونم با زندگیم چیکار کنم. نمیدونم بعد یه روز طولانی که از دانشگا برمیگردم چطور خستگیمو در کنم. چطور با مامانم اینا تماس تصویری بگیرم. چطور جزوه و ویس دانلود کنم. چطور گوگل کنم که چرا سرامیکای کف اتاقمون بلند شدن و صدا میدن. و به طور کلی، بیشتر نگرانم که قراره چی بشه. قراره اینطوری بمونه؟...

    ادامه مطلب
  • حتا نزدیک بودن به تولدمم نمیتونه خوشحالم کنه

  • نیلوبلاگ

    دوهفتهی سخت و غمگینی در پیشه. ینی میگم آخه کدوم بیشعوری برنامهی امتحاناتو اینقد فاکین فشرده میریزه؟ خب من الان عین ۱۸واحدو میفتم....

    ادامه مطلب
  • و خدای من، چقدر دلتنگ وبلاگنویسی میشم هی

  • نیلوبلاگ

    خب، اون دوهفته ی غمگین گذشت اما فیزیک حیاتی افتادم، دو تا دعوای بزرگ با کیمیا کردم که کاملا دوستیمونو به خطر انداخته بود و تا صبحش تو راه پله ها گریه میکردم، سپهر (دوسپسر هم اتاقیم) سرطان خون گرفت و مُرد، تقریبا هیچ شبی رو نخوابیدم و هیچ ناهاری نخوردم و در آخر، آپاندیسم ترکید و دوتا امتحان آخرم بر فنا رفت :))...

    ادامه مطلب
  • گوش های بیکاری دارم این روزا

  • نیلوبلاگ

    پادکست خوب چی میشناسید؟ یه چیزی که عاشقانه و شاعرانه و اینا هم نباشه. کل ناملیک و کست باکس رو هم زیر و رو کرده م. چیز زیادی دست گیرم نشده منتهی....

    ادامه مطلب
  • من از همین الان دلتنگ این روزام

  • نیلوبلاگ

    مدرسه که میرفتیم هی بهمون میگفتن قدر این روزا رو بدونین دیگه تکرار نمیشن. میدونستیم و هیچ کاری نمیشد بکنیم و الان دلتنگشونیم خوابگاهی ایم و بهمون میگن قدر این روزا رو بدونین دیگه تکرار نمیشن و میدونیم و هیچکاری نمیشه بکنیم......

    ادامه مطلب
  • یانگ دامب، یانگ یانگ دامب اند بروک

  • نیلوبلاگ

    خیلی دلم میخواد بنویسم ولی تقریبا نمیدونم درمورد چی. همین امشب یه کتاب نوجوانو تموم کردم به اسمِ "تقریبا" از انتشارات پرتقال که روی کتاباش مینویسه مثلا +۱۲ و یه محدوده سنی درست حسابی نمینویسه که رک و راست به آدم بگه این کتاب واسه سن تو نیست! دقت کردهم دیگه کتاب نوجوانِ خوب نمیبینم. یعنی انگار کتاب کودکن همشون. با فونتای درشت و بچگونه. معیار کتاب نوجوانِ خوب...

    ادامه مطلب
  • در باب پسردوستیِ مادران ایرانی

  • نیلوبلاگ

    برادرم(از دانشگاه انصراف میدهد، در نزاع خیابانی دو نفر را میکُشد، به ماریجوانا روی می آورد.) مادرم نیم ساعت بعد: پسرم درو باز کن برات چایی آوردم. من (لیوانِ حاوی آبرنگم چند روز روی کابینت بوده) اولین حرف مادرم بعد از دو روز قهر، وقتی دارد در را به رویم می بندد چون دارم راهی دیار غربت میشوم: خدافظ....

    ادامه مطلب
  • ضمن اینکه خیلی دوس داریم، خیلیم شاخ به نظر میاد

  • نیلوبلاگ

    اینستاتونو پرایوت کنید و هی با پرایوت بودنش چس کلاس بذارید بعد همه پستاشو اسکرین بگیرید بذارید وبلاگتون...

    ادامه مطلب
  • جبر روزگار داره منو هل میده سمت وبلاگ نویسی :دی

  • نیلوبلاگ

    خب، دیشب ما خوشحال خوشحال فکر کردیم بالاخره فیلترینگ داره برداشته میشه، اما همین دقایقی پیش متوجه شدیم اینستاگرام دوباره فیلتر شده. دیگه کلا ناامید شدیم پناه آوردیم به اینجا برا غر زدن. هفتهی خیلی فاکینگی رو گذروندم. اولا که تو خوابگاه جن پیدا شده بود. قضیه از اونجا شروع شد که من نصفه شب، ساعت ۳ و اینا اومدم تو اتاق که بخوابم. قبلش تو سالن مطالعه داشتم عین چی درس میخوندم چون سه تا امتحان پایانترم آزمایشگاه داشتم و اینم از دلایل مزخرف بودنِ این هفته بود. همه تو اتاق خواب بودن به جز مریم که کف زمین خوابیده بود و داشت تلاش میکرد بخوابه. رفتم رو تختم دراز کشیدم و داشتم با گوشیم کار میکردم که تو سکوتِ مطلقِ شب، صدای زدنِ شارژر به پریز اومد. گویا اون شخصی که داشت این کارو میکرد توی تاریکی چشماشم ن...

    ادامه مطلب
  • سگ های ولگرد بانگو یا یه همچین چیزی

  • نیلوبلاگ

    در انیمه مشاهده شد: مرضیه خیلی کول با این قضیه برخورد کرد و گفت: خب انیماتور حال نداشته :| ...

    ادامه مطلب
  • چون این اولین کتابیه که هدیه گرفتم :دی

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • از امتحانای نهاییِ سوم تجربی تا امتحانای میانترم ترم دوی علوم آزمایشگاهی

  • نیلوبلاگ

    Oops! Missed the 1Kth day...

    ادامه مطلب
  • اگه موهای چتری داشتم و مانتوهای گلگلیِ تابستونه میپوشیدم، میرفتم و با اینا عکس میگرفتم.

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • تازه خود من که اصن هر دفه از هر جا شد شروع میکنم به خوندن، کاری ندارم به اینکه کجا بودم و اینا :|

  • نیلوبلاگ

    واقعا چرا ملت برن ۴۸ هزار تومن بدن بالای بوکمارک کتاب (که استیل ضدحساسیته و نمیدونم دقیقا چرا باید ضدحساسیت باشه) درحالی که میشه سروتهشو با یه پوسته شکلات هم آورد؟ :|...

    ادامه مطلب
  • موود

  • نیلوبلاگ

    ولی مرگ چیز خوبیه کلا. البته اگه دسته جمعی باشه. مثلا آمریکا بمب بزنه همه مون بمیریم. یا طوفان بشه سیل بیاد. این مرگای دسته جمعی با آرامش. که هیچکس نمونه با داغ عزیز. مثلا من الان دغدغهی امتحان فیزیولوژی شنبه رو دارم، امتحانای آزمایشگاه که دوهفته د...

    ادامه مطلب
  • مسابقه و این صوبتا

  • نیلوبلاگ

    های توی یه مسابقهی اینستاگرامی شرکت کردهم که برنده شدنم بسته به تعداد لایکاست اگه اینستاگرام دارید ممنون میشم برید لایک کنید و رفقاتونو تگ کنید ممکنه عکسه براتون لود نشه، کپشن که هست، ولی فعلا آخرین پستِ این پیجه...

    ادامه مطلب
  • لکن طوری نباشد که ندونید کریسمسُ چجوری مینویسن و بیاید تبریکش بگید

  • روابط من و هما

  • یه پریسا بود که رشته ش زیست بود... رمزدار کرده وبلاگشو

  • نیلوبلاگ

    کسی هس اینجا که محض رضای خدا چیزی از زیست شناسی سلولی مولکولی حالیش باشه؟...

    ادامه مطلب