عصر رفتیم به عنوان شام پیتزا خوردیم که هرکسی دوسه تا تیکه اضافه آورد و چون مال من بیشتر همه بود ظرف حاویشونو من آوردم اتاقم. الان راه افتادم با یه بشقاب پر پیتزا طبقه به طبقه در اتاقاشون که سهمشونو بدم، یکی دلش نمیخواد، یکی به معدش نمیسازه، یکی تا یه هفته شام و ناهار داره :| الان با اینکه عمیقا خوشحالم چون حتا برای صبونه هم پیتزا دارم (و شاید باورتون نشه ولی یکی از دلایلی که میخوام کلاس کامپیوتر هشت تا دهِ فردا رو نرم همینه که با آرامش خاطر بشینم پیتزا بخورم) ولی سیامک انصاری طور نشستم زل زدم به دیوار که واقعا چطوری یه نفر میتونه در برابر پیتزا مقاومت کنه؟
برچسب:
نویسنده: سام طاهری
تاريخ: دوشنبه
8 آذر
1395 ساعت: 17:04