اصن تو خوبی! - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 20:22
یکی از ویژگی های هر انسان سالم اینه که بفهمه آدما با هم تفاوت دارن و مسخره کردن این تفاوتا بیشعوری و جدن آزاردهندس و کلا هنر نیست که بیایم به یه نفر که دلتنگ خانوادش میشه و گریه میکنه بگیم چرا تو اینجوری ای؟!
۷۴۶ - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 23:24
فوبیای جا گذاشتنِ چیزی در خانه و یه هفته گفتنِ اَی بابا چرا نیاوردمش آخه در خوابگاه.
745 - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:03
مامانم نشسته همینجوری که شلوارمو کوتاه میکنه روضه میخونه "امشب سارا داریم فردا شب نداریم" بقیه صدا گریه درمیارن :)))
از معضلات یک ترم اولی یا چه کنیم که مسخره نشویم؟ :| - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:11
هرجا میرم جامدادی بخرم همه بم میگن مگه بچه ای که جامدادی میخوای یا مگه مدرسه میری :| خب شماها خودکار مداداتونو چیکار میکنید؟ :| میریزید کف کیف؟ :|
ذوق! - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 5:04
+داشتید کم کم ذوقمو ضایع میکردید لذا کامنتا رو بستم. دستتون درد نکنه واقعا :|
شرح وقایع ثبت نام مثلا! - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 19:20
بالاخره ثبتنام نکبتیِ نفرینشده ی دانشگا تموم شد! الان ساعت هفت شبه و ما دقیقا هفت صُبح راه افتادیم به سمت کاشان. اونجا هم از همه ی جهات پدرمونو درآوردن واسه چهارتا مُهر که گواهی این بود که مثلا من به هیچ رشته ورزشی علاقه ندارم :| و قسمت وحشتناک ماجرا این بود که تو همه ی مراحل نابود کننده ش و دوندگیا...
Seems you're the only one who knows what it's like to be me :) - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 10:31
[F.R.I.E.N.D.S - The Rembrandts] +دوستِ جذابم از الان دانشجوی پزشکی حساب میشه و علاوه بر اینکه میخوام از همین تریبون بهش بگم که چقد خوشحالم براش، گفتم یکمم باهاش پز بدم :دی آیم پرَود آو یو :* + چون این آهنگ همه ست و متنش، متنشو اینجا بخونید. + میخوام اسم دختر آینده مو بذارم حنانه این نکبت نمیذاره :|
۷۳۷ - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 10:31
یکی از رویاهام اینه که یه روزی تنها زندگی کنم. بعد سرمو از ته بتراشم.
از این دیوونهبازیا که فقط با تو میشه :) - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 10:28
این پستُ یادتونه؟ اینجوری نگاش نکنین که انقد خلوته، بیس دیقه وایساده بودیم که ماشینا رد شن :)) انقدددم تیکه خوردیم =)) بعد با خوشحال تمام به تیکه اندازنده ها که سوار ماشین بودن همشون لبخند پک و پهن میزدیم :)) حقیقتا یکی از بهترین دیوونه بازیای زندگیم بود. (اینجا اینقد خرتوخره و از همه طرف ماشین میاد...
درسهای زندگی قسمت اول :| - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 9:53
پودر لباسشوییِ دریا واسه لباس شستنِ دستیه :| درواقع منظورشون از لباسشویی شستنِ لباسه نه ماشین لباسشویی و اون پودرا رو بهشون میگن ماشینی :| جل الخالق :|
حالا فردا هم با عکساش مستفیضتون میکنم :دی - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 9:52
بازم باید ذکر کنم که همین فردا که نصف تون میرید به روز دوم مدرسه تون برسید و نصف دیگه تونم دانشگاهو ادامه میدید من و نرگس قراره صبح تا شب بیرون باشیم و مقصد اصلیم کاخ چهل ستونه و چون اولین تجربس و خودمم شدیدا براش هیجان زدم لازم دیدم بگم که سوز به دلتون :))
استیل اِلایو :| #موقت - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 9:51
تو اتوبوسم، چهارباغ عباسی. گوشیم ۴% شارژ داره. پاهام تاول زده و گمرم درد میکنه. در حد مرگ سیرم و در حد مرگ هم تشنمه. دلم میخواد برم خونه و تا خود فردا بخوابم
گفته بودم پاییز برام خوشبختی میاره :)) - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 3:47
خب لازم به ذکره که همین الان که نصفتون مدرسه این (و به طور دقیق تر ۷۵درصدِ نصفتون میرین دهم!) و نصف دیگه تون دانشگاه من رو تختم نشستم دارم جزء از کل میخونم و یه ترکیب شگفتانگیز از بیسکوییت قهوه+شکلات تلخ میخورم و تا یه هفته ی دیگه هم همین وضعه
و دلپیچه ای که این بار از عشق نیست - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 10:50
از شنیدن عروس شدن فلانی، خریدای عقد، محضر رفتن، ماشین عروس، بوق بوق بوق، تور رو سر عروس، امضاهای موقع عقد، حالت تهوع میگیرم.
ساعت یازدس و همه رفتن خوابیدن. خدا لعنت کنه اونیو که پیشنهاد عقب بردن ساعتا رو داد - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 10:50
شاید اگه اینقد همه جام درد نمیکرد و اینقد سرد نشده بود و اینترنت هی E نمیشد خوشحالتر بودم.
از اینا، واسه استقبال پاییز - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 10:50
The last Goodbye! - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 20:36
+دلم تنگ میشه برات، ای آروم ترین مدرسه ی دنیا.
البته روایت داریم پسرا باید دستاشون همین مدلی باشه - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 20:36
- آقا دوستام تو پارک یه کمپین راه انداختن میان با فندک موهای دستمو میسوزونن :(( + :)) - بعد خودمم هیچی نمیفهمم فقط از بوش میفهمم دارن چه گندی میزنن +سعید؟ -هان؟ +یه مورچه تو موهای دستت مرده :| به رفقات بگو منم به اون کمپین پیوستم :| - :)))
726 - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 20:36
+ خواهش میکنم اگه یه روز اومدم شونصدتا عکس از شهر رویاها پست کردم و شونصد نفرو هم تگ کردم و کپشن یه روز خوب با دوستای خوب زدم همونروز منو بکشید. + سوالی که پیش میاد اینه که آیا مهران مدیری (با همه ی احترامی که بخاطر جنتلمن و جذاب بودنش براش قائلم) میتونه فقط یه شب بدون گفتن "دیدم که میگم" نمک بریزه؟...
724 - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 1:46
دو تا چیز هستن که احساس میکنم ممکنه بمیرم و نرسم تمومشون کنم ۱. سریالهای خوب دنیا (که الان درحال دیدن فرندزم و بیگبنگ تئوری هم تو صفه) ۲. قرآن

برچسب‌های مرتبط

کامران و هومن نمیدونم چرا | کامران و هومن نمیدونم چرا mp3 | كامران و هومن نميدونم چرا | شاید برای شما اتفاق بیفتد | شاید برای شما هم اتفاق بیفتد دانلود | شاید برای شما اتفاق بیفتد دانلود | روانشناس خوب سراغ دارید | روانپزشک خوب سراغ دارید | کاهش سطح توقعات | 821 cafe