دقایقی پیش بخاطر اینکه از دانشگا خسته و کوفته اومدم و کسی خوابگا نبود و میتونم اندکی پرایوسی از دست رفتهمو تجربه کنم و شام دارم و خورشت کرفس نیست و حتا صبحونه هم دارم و شیرکاکائوعه، گریهم گرفت.
+و جلوه ای هم ببینید از کوئیز امروز شیمی:
و چند نکته:
۱. بله من بعد اسمم نقطه میذارم :))
۲. اگه شمام مث من فکر میکردید دانشگا هرتکیه و کوئیز موئیز درکار نیست تصویر گویاست که سخت در اشتباهید.
۳. یاد بگیرید و وقتی هیچی نمیدونید با اقتدار هیچی ننویسید :)) خودم با چشای خودم شاهد بودن که نصف صفحه نوشته بود و ۰.۲۵ شد!
۴. استاد موقعی که داشت تصحیح میکرد (و درضمن ماهم داشتیم فنول فتالئین اضافه میکردیم به انآدوسیاوسه وسپس انقد هاشسیال بریزیم که قرمز بشه و حرارتش بدیم که صورتی بشه و دوباره انقد هاشسیال بریزیم تا قرمز بشه و حجمو یادداشت کنیم و محلولو خالی کنیم تو سینک) صدام زد و گفت از من که گذشت ولی خداوکیلی دیگه برگه انقدی نده دست استاد :)) حداقل جا بذار نمرهتو بنویسه :))
برچسب: کاهش سطح توقعات,
نویسنده: سام طاهری