خرید بک لینک

از کلاس اومده بودم داشتم تو آشپزخونه آب میخوردم، کیمیا، همکلاسیم، اومد با لباسِ بیرون از جلو در رد شد یه نگاه سرسری داخل آشپزخونه کرد رفت، چند قدم برگشت با همون لحن طلبکارانه ی همیشگیش گفت "لامصب تو کی رسیدی لباس عوض کردی وایسادی آب میخوری؟"

برچسب: =))) meaning, نویسنده: سام طاهری تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 13:57

صفحه بندی