نشسته بودم تو مسجد دانشگاه، گوشم پر از صدای سینه زنی و طبل و سنج بود. فکر میکردم که اگه تو هم یه جایی پشت یکی از این پرده ها داری سینه میزنی، اگه اسمتو میذاری یا حکیم و یا علیم، اگه عکستو سیاه میکنی واسه محرم، کاش بدونی که صدات از این سقفا بالاتر نمیره.