
اینکه این ترم اینقدر سریع گذشت منو میترسونه. فکر کن، چند روز دیگه دی ماه شروع میشه! پریروز استادمون توی جلسهی آخر درس ایمنوهماتو، گفت بچهها خسته نباشید، از ترم سه باهاتون بودم، راه طولانیای رو اوم...
ادامه مطلب
اگه میخواید بهتون ثابت بشه که بهاره رهنما نه تنها در بازیگری بلکه در همهی زمینه های دیگه هم ریده: (از مالیخولیای محبوب من)...
ادامه مطلب
واقعا نمیدونم کی اینقدر آدمِ به حرف دیگران اهمیتبده و بی ثبات عقیده ای شدم. من واقعا یه مرگم هست....
ادامه مطلب
- چی بدتر از یه هماتاقیه که بلند بلند آهنگ گوش میده؟- یه هماتاقی که یه آهنگو میذاره رو ریپیت و خوابش میبره...
ادامه مطلب
بابام: راستی مهدی زنگ زد گفت امشب پارتی دعوتم صبح میام. مامانم: واعت؟ o-O (مثلا حالا:دی) یاابلفضل الان میره اونجا بچه مو معتادش میکنن یا خود خدا (بر سر زنان میره سمت موبایلش و زنگ میزنه به مهدی) الو سلام خوبی کدوم گوری عی؟ :| مهدی: مامان من امشب پارتی دعوتم نمیام خونه. مامانم: چشمم روشن دخترم هست؟ مهدی: نه بابا چارتا رفیق اسکل تر از خودمن خیالت راحت. مامانم: باشه خدافظ. من: :|...
ادامه مطلب
یه بچه ها که زبانشم افتضاحه اومد با کلی ذوق بهم گفت که تو درس مدارک پزشکی شون خوندن که اسم اون کاری که پسره تو می بیفور یو کرد اثوناسیاس. خب من چیکار کردم؟ یه نگاهی به جزوه ش کردم و گفتم این اتونازیه. درموردش خونده م....
ادامه مطلب
من واقعا دارم حس میکنم اینا تو غذاهای خوابگا گوشت خری چیزی میریزن. چون بر اساس احتمالات امکان نداره هر بار فقط تو یه کف دست خورشت من هشت تا گوشت باشه و اگه هم برای همه اینطور باشه امکان نداره که در عرض یک ماه دانشگا ورشکست نشه...
ادامه مطلب
+با عشق جدیدم آشنا شید. +هرگونه سوال درمورد اینکه این چیچیه رو پاسخگو نیستم ولی بهرحال یه ماده ایست زیر میکروسکوپ (و ما ترم اولیهای جوگیریم در دومین جلسه آزمایشگا) +ای کسانی که میگید سرماخوردگی خر است، آیا هیچ ایده ای درمورد میزان خر بودن سرماخوردگی تو خوابگاه دارید؟...
ادامه مطلب
سرماخوردگی و همه علائم نکبتش به کنار، آمپولی که بالای یخچال در انتظارمه و ظرفای نشسته هم به کنار، اینجا دارم با دوتا آدم زبون نفهم سروکله میزنم که چرا نمیخام باهاشون برم کافیشاپ...
ادامه مطلب
تنخسته ام ولی خوابم نمیبره :|...
ادامه مطلب
مریم از لحاظ ظاهری و طبعا اعتقادی با من خیییلی متفاوته، و امروز با کلی ذوق بهم گفت چقد روسری تو خوشگل میبندی :)))))...
ادامه مطلب
+داشتید کم کم ذوقمو ضایع میکردید لذا کامنتا رو بستم. دستتون درد نکنه واقعا :|...
ادامه مطلب
ببین من حتا اینقدر دیوونهم که الان از ته دل خوشحال و هیجانزدهم و دارم روزشماری میکنم که باروبندیلمو ببندم و برم :)) ب.ن: کلا میدونید، بدن من دربرابر غم و غصه به شدت مقاومه. بیشترین مدتی که تونستم برای یه مشکل ناراحت باشم و گریه کنم سه روز بوده :دی بعدش وارد مرحله ی پذیرش و نگاه به نیمه ی پر لیوان میشم :)) ب.ن۲: درواقع الان تنها دغدغهم اینه که بقیه فرندزو تو این یه هفته ببینم تموم شه چون لپتاپ ندارم و فرمتشو هم موبایلم نمیخونه و درکل نمیتونم ببرم بقیه شو تو خوابگاه ببینم :دی...
ادامه مطلب